اثر اخلاقی مطلع بودن از آرای دیگران
☘️☘️اثر اخلاقی مطلع بودن از آرای دیگران
🔹اثر اخلاقی در انسانها شوق به آموختن آراء دیگران است. این شوق از لحاظ اخلاقی بر انسان جدید مستحسَن (مورد توافق وشایسته) است. در واقع این را مصداق طلب حقیقت میداند و طلب حقیقت در هر نظام اخلاقی امر مستحسنی است. شوق در آدم برانگیخته میشود. مثل وقتی که من بدانم غیر از مایعی که در این لیوان است سه مایع دیگر هم هست. شوق در اینکه بدانم مزه اینها چه تفاوتی میکند، کدام شیرینتر است، کدام خنکتر است و... طلب حقیقت اقتضای این را دارد که من به دنبال این و آن هم بروم. این یک ارزش مثبت اخلاقی است. چیزی که گاهی قدمای ما تحت عنوان تحرّی حقیقت از آن اسم بردهاند امروزه ارج بیشتری پیدا کرده است و فراوان کتابهایی در فلسفه اخلاق نوشته میشود و ادعا میشود بزرگترین ارزش از لحاظ اخلاقی تحری حقیقت است. یعنی ما ببینیم آراء دیگر چه میگویند و نقاط ضعف و قوت خودمان را با دیگران بسنجیم.
☘️☘️اثر معرفتی مطلع بودن از آرای دیگران
🔹اثر معرفتی این است که وقتی انسان از آراء دیگران با خبر میشود به این میانجامد که:
🔻گاهی نقاط قوتی در آراء دیگران میبیند و آنرا جذب میکند.
🔻گاهی نقاط ضعفی در آراء خودش میبیند و آنرا دفع میکند.
🔻گاهی مشکل مشترک احساس میکند و برای حلش تشریک مساعی میکند.
🔻گاهی نه نقطه قوت و نه نقطه ضعف محل بحث نیست، بلکه هر دو در یک نکته ماندهای، آنوقت تشریک مساعی میکنیم.
🔹این تشریک مساعی باعث شده است که امروزه بر خلاف قبل، نه در عالم علوم تجربی و فنون و صناعات و نه در عالم فلسفه دیگر صحبت از مخترع نیست. تا تقریبا یک قرن قبل میگفتید مثلا مخترع رادیو کیست؟ میگفتند مارکونی. چون هر کسی در محدوده کار خودش، فردی کار میکرد. الان اینقدر تشریک مساعی زیاد شده است که اگر من بپرسم مخترع کامپیوتر یا ماهواره کیست، شما نمیتوانید پاسخ بدهید. چون اینها حاصل تشریک مساعی هستند.
🔹یک مهندس گوشهای را طرح داده است و مهندس دیگری گوشه دیگری را و بعد اینها در کنار هم قرار گرفتند. این تشریک مساعی در عالم فن و تکنولوژی بیشتر رشد کرده است و در عالم نظر هم در حال رشد روز افزون است. به تعبیر دیگری الان در فلسفه هم آراء حاصل تفاعل متفکران و فیلسوفان است. مثلا یک مجلهای مثل مجله Mind که مهمترین مجله اروپا در زمینه فلسفه است، جای ابداع آراء جدید است ولی ابداعی که مبدع واحد ندارد. در پنج شماره از این مجله بر سر یک بحثی تبادل نظرات مختلف میشود و چندین مقاله از فیلسوفهای گوناگون نوشته میشود و حاصلش تولد یک رای جدید است که هر بخشی از آن متعلق به یک نفر است.
🔹این وضع که دیگر اختراعات مخترع واحد ندارند، نوعی گمنامی برای انسان ایجاد کرده است. اکنون دیگر من به عنوان شیمیدان یا فیزیکدان نمیتوانم امید داشته باشم که یک مسئله را فقط به من نسبت بدهند. یک نوع گمنامی [ایجاد میشود] گویی که انسان در تودهای از فیلسوفان و فیزیکدانان و همکاران خودش مُنهَمک میشود. این گمنامی آثار روانی دارد که محل بحث بعضی از روانشناسان از جمله مالینوفسکی و اریک فروم قرار گرفته است.
🌸🌸مصطفی ملکیان،دین داری در دنیای جدید
بگذر از باغ جهان یک نفس ای رشک بهار