بوسه مجنون
مجنون بر هر چه در کوی لیلی می دید بوسه می زد
هیچ در و دیواری نبود که آن را نبوسد و در بر نگیرد
پرسیدند: چرا چنین می کنی؟
پاسخ داد:من جز روی او چیزی نمی بینم.
#مصیبت_نامه/ #عطار
ابلهان گفتند مجنون را ز جهل
حسن لیلی نیست چندان هست سهل
بهتر از وی صد هزاران دل ربا
هست همچون ماه اندر شهر ما
گفت صورت کوزه است و حسن می
می خدایم میدهد از نقش وی
مر شما را سرکه داد از کوزهاش
تا نباشد عشق اوتان گوش کش
از یکی کوزه دهد زهر و عسل
هر یکی را دست حق عز و جل
کوزه میبینی و لیکن آن شراب
روی ننماید به چشم ناصواب
#مولانا/ #مثنوی
+ نوشته شده در بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ ساعت توسط ناصر ایروانی منش
|
بگذر از باغ جهان یک نفس ای رشک بهار